کارمند نوبر

یکی از کارمندا وقتی داشتیم درمورد کارای فردا حرف می زدیم یهو گفت من فردا نمیام، آقای همسر گفت الان می گی. اون گفت از صبح می خواستم بگم نشد.دم رفتن دوباره محمد ازش پرسید واقعا نمیای؟ گفت نه دیگه. چون دو ماهه که اومده اینجا جهت آموزش بهش گفتم برای مرخصی از دو روز قبلش باید بگی و حالا اگه نمی دونستی لااقل از صبح بگو که بشه کارا رو برنامه ریزی کرد. برگشته میگه من خودم می دونم کی باید بگم. گفتم این طوری نیست یه قانونی وجود داره برای مرخصی . میگه نه خیر همین طوریه.منم عصبانی شدم گفتم شما اگه خواستی اصلا نیا دیگه. گفت اگه خواستم از شما اجازه بگیرم حتما می گم. واقعا کارمند انقدر پرو اونم وقتی که هنوز قرارداد هم نداره نوبره. حالا اگه نیاد دیگه که هیچ ولی اگه بیاد من می دونم چه بلای سر حقوق دادن در بیارم سر این. بیاد حقوق بخواد میگم خودم می دونم کی باید حقوق بدم.

پ.ن:این اتفاق همین الان افتاد و من هنوز عصبانیم برای همین احتمالا خیلی غلط دارم.

/ 2 نظر / 21 بازدید
Milad Bazi Saz

سلام خوب هستید؟! منم یه وب دارم توی پرشین بلاگ میشه به منم سر بزنی؟!! یه مسابقه خیلی آسون توی وبلاگم گذاشتم اگه ببری 10000 تومن شارژ جایزه میدم... اگه بازیش رو بلد نیستید میتونید بیاید اینجا تا قوانین بازی رو یاد بگیرید... http://miladbazisaz1.persianblog.ir خوش حال میشم بهم سر بزنی و اگه موافق بودی تبادل لینک کنیم... اگه موافقید منو با نام Milad Bazi Saz لینک کنین و بهم خبر بدید با چه نامی لینکتون کنم... ممنون[گل]

مهدی خادم

یه سوال؟ بعد از مرخصی دوباره پیداش شد یا نه؟