آبان   

تازه امروز فهمیدم که یک ماهه که چیزی ننوشتم. حتی نمی تونم بگم که سرم شلوغ و باعث میشه نتونم بنویسم. اتفاقا خیلی هم زیاد اینترنت گردی می کنم یعنی تقریبا بیشتر وقتای که خواب نیستم انلاین هم هستم. اما خوب حس و حال نوشتن رو اصلا ندارم این روزها. وبلاگ دوستان رو هم تو گودر دنبال میکنم و به همین دلیل که خیلی کامنت نمی ذارم. آبان هم گذشت و راستش هیچ کار مفیدی هم نکردم تو این ماه. البته اگه کتاب خوندن رو کار مفید بدونیم میشه گفت من تو این یک ماه ۵ جلد از مجموعه ٧ جلدی آتش بدون دود نادر ابراهیمی رو خوندم و خیلی هم لذت بردم.البته به کارهای مفید دیگه میشه سرماخوردن رو هم اضافه کرد که تقریبا ٢ هفته از کل آبان من و آقای شوهر رو درگیر کرده بود.

پ.ن: یه کلاس روانشناسی میرم و اونجا به این نتیجه رسیدم که همه نشانه های افسردگی رو دارم. شاید بتونم ننوشتنم رو بندازم گردن افسردگی.

پ.ن: دلم نیومد اینو نگم. این روزا بیشتر خونه میمونم و عجیب بهم خوش میگذره. الان داره بارون  میاد و من رو صندلی رو به پنجره باز نشستم و در حالی که روی پام یه پتو انداختم نسکافه می خورم و شجریان گوش میدم و اگه از چندتا میله پشت پنجره و سیمی که از جلو پنجره رد شده بگذریم انصافا منظره زیبایی میبینم.

لینک
۱۳۸۸/۸/٢٧ - کوانتومی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
Share/Bookmark