شاهکار جديد ۲
۱)بازم سلام
۲)اين ادامه مطلب پايينه پس اول اون رو بخونيد
۳)واينک ادامه ماجرا:خوب فکر کنم داشتم صحنه کلاس رو توصيف می کردم يه طرف ديگه کلاس يه عده دور هم نشسته بودند و به کمک يه پاکن ويه مداد برگه های امتحانشون رو دوباره وباطيب خاطر از روی برگه يکی از بچه ها که ۲۰ شده بود می نوشتند. اخه برگهامون رو با مداد نوشته بوديم وگفتم که اقای کوانتم هم لطف کرده بودند برگه ها رو به امون خدا ول کرده بودند وسط کلاس.يه گوشه ديگه کلاس هم يه عده ای که مثل ما همون اول برگهاشون رو ديده بودند وتحويل استاد داده بودند نشسته بودند و حرص تناول می کردند.خوب حالا بايد يه اعتراف تلخ بکنم:ما که به شدت دلمون به حال خودمون سوزيده بود ويکم هم جو گير شده بوديم صاف رفتيم به استاد گفتيم ميشه برگهای ما رو هم بديد اسلاد پرسيد چرا؟ خوب حالا باقيشو خودتون حدس بزنيد ديگه حتما من بايد اين اعتراف وحشتناک رو بکنم.خوب خوب قبول دارم خيلی نخاله بازی بود ولی انصاف بديد ۴ واحد درس بودخوب حقمون ضايع می شد ديگه ما مثلاجزو شاگردای خوب کلاسمون بوديم ولی اگه همين جوری پيش می رفت نمره های اخر کلاس می شديم .بابا باشه پشيمونم قبول.البته کلی با استاد دعوا کرديم که تقصير شماست اخه کی تا حالا برگهای پايان ترم رو اين جوری داده دست دانشجو واگه رئيس گروه بفهمه و....خلاصه بی چاره کلی ترسيد ميگفت من به شما اعتماد کردم.بابا اخه دانشجو با اعتماد واين حرفها اصلا جور در می ياد انگار خودش هيچوقت دانشجو نبوده.بعد هم گفتيم استاد شما به هيچ کدوم ازحرفاتون عمل نکرديداول ترم گفتيد امتحان پايان ترم از۱۰ نمره است و۱۰نمره هم مال کار کلاسيه اما حالا اصلا کار کلاسی رو حساب نکرديد ما ترم ديگه سر کوانتم ۲ نه تمرين حل ميکنيم نه امتحان ميان ترم ميديم اون گفت من ترم بعد نميام البته بعد اعتراف کرد که چون می ترسه خبر به مقامات بالا برسه می خواد نياد ما هم بهش قول داديم جلو پخش خبر رو بگيريم در عوض استاد هم لطف کردنمرهای کلاسيمون رو حساب کرد.
| لینک | ۱۳۸٢/٥/۳ - کوانتومی |

