افسردگی حاد   

خیلی دلم می خواد بنویسم ولی اصلا نمی تونم. بد جوری افسرده شدم. وقتی میگم افسرده، منظورم این نیست که ناراحت یا غمگین هستم، بلکه واقعا افسردگی گرفتم. یعنی مثلا نشستم سر کار بعد همین جوری یاد یه چیزی می افتم و بعد متوجه میشم که دارم همین جوری اشک می ریزم. یا مثلا دارم از روبه روی جماران رد میشم که یهو یاد شب عاشورای پارسال میوفتم که چه قامتی بود این خیابون و یهو میبینم تصاویر محو شدن مجبور میشم کنار خیابون توقف کنم تا این سیل اشک تموم بشه تا بتونم رانندگی کنم. می دونم دیگه باید برم پیش یه دکتر ولی نمی دونم چرا اصلا نمی تونم یه زنگ بزنم و وقت دکتر بگیرم.

خلاصه بیشتر وقتا دارم گریه می کنم و خیلی هم دلیلی براش ندارم. اگه بهتر شدم میام دوباره.

لینک
۱۳۸٩/٥/۳۱ - کوانتومی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
Share/Bookmark