فرهنگ
یه دفعه که سوار تاکسی شده بودم تو تجریش، راننده تاکسی داشت چای می خورد، ماشین که پر شد با همون چای اومد تو ماشین. یکم جلوتر سر ولیعصر یه دختره یه تیکه کاغذ که دستش بود رو پرت کرد زمین و افتاد وسط گلهای باغچه. راننده شروع کرد به فحش دادن که ملت خیلی بی فرهنگن، با این تیپ و قیافش نمی فهمه نباید آشغال بریزه تو گلهای به این قشنگی و ... . خلاصه صد متر نرفته بودیم جلو که یارو چایش تموم شد و لیوانش رو شکوند و پرت کرد تو خیابون. دو ثانیه سکوت بر فضای ماشین حاکم شد و بعد رانند تاکسیه گفت: این فرق می کرد اینجا خیابونه، گلها حیف بود دختره کثیفشون کرد، اینجا رو تمیز می کنن!!!
| لینک | ۱۳۸٧/٩/٢۳ - کوانتومی |
آشنایی
تو تاکسی یا حالا هر وسیله نقلیه عمومی، آدم خیلی ماجرا های جالبی می بینه. البته متاسفانه یا شایدم خوشبختانه من خیلی کم با وسیله های نقلیه عمومی رفت و آمد می کنم، اما تو همین معدود دفعات هم خیلی چیزهای بامزه ای می بینم. مثلا یه دفعه تو یه تاکسی نشسته بودم که:
راننده داشت ورود ممنوع می رفت که یه دفعه وسط کوچه سر و کله یه پلیس پیدا شد و ماشین رو متوقف کرد و شروع کرد به نوشتن جریمه، راننده هم شروع کرد به التماس کردن. یه دختر خانم خیلی شیک و پیک هم صندلی جلو نشسته بود، یک دفعه برگشت رو به راننده و گفت ناراحت نباش این پلیسه با من آشناست، الان بهش می گم جریمه ات نکنه. یعد رو کرد به پلیسه می گفت: سرکار ننویس دیگه، آخه اون ور خیلی ترافیک بود مجبور شد از این کوچه بیاد. بعد که دید یارو تحویل نمی گیره گفت: منو یادت نمی یاد، منم دیگه، چند روز پیش تو ولنجک جریمه ام کردی!!!
| لینک | ۱۳۸٧/٩/۱٦ - کوانتومی |
شب تولد امام رضا بود که محمد گفت قراره بره ماموریت مشهد. گفت با خودش فکر کرده اگه منم موافق باشم از شرکت بخواد که به جای یه روزه، سه روزه بره سفر و منو هم با خودش ببره. من که خوب مسلما موافق بودم. آقای ریس هم موافقت خودش رو اعلام کرد، فقط مونده بود بلیط من که اونم خودم اینترنتی خریدم. هتل هم گفتم برام رزرو کردن و این جوری شد که این آخر هفته مشهد بودیم. جای همگی خالی، خیلی خوش گذشت.
از یک هفته قبل از سفرمون کمر مامانم گرفته بود. خلاصه من برنامه ای دارم، صبحها اول می رم خونه مامانم اینها غذا درست می کنم، بعد می رم سر کار. این چند روزی هم که نبودم زحمت غذا درست کردن افتاده بود گردن بابا. میگن برا خودش یه پا آشپز شده!
اینها برای موجه کردن غیبتم کافیه دیگه؟
| لینک | ۱۳۸٧/٩/۳ - کوانتومی |

