اوضاع اصلا بر وفق مرادم نیست. سرما خوردم و این در حالیه که محمد تقریبا تازه خوب شده. کارهام کلی عقبه و تا میام شروع به کار کنم، یکی یه چیزی ازم میخواد که باید انجام بدم و کلی وقتم رو می گیره و در نتیجه اصلا به کارهای عقب افتادم نمی رسم. خونه دوباره کلی کثیفه و من وقت نمی کنم تمیزش کنم. خودم هم که دیگه نگو، واقعا آرایشگاه لازم شدم.
الان هم اومدم سر کار ولی سرم و همه بدنم درد می کنه. باید حساب یکی رو نفر رو دربیارم و مدارک 10 سال شرکت رو هم جمع جور کنم، در حالیکه اصلا نمی دونم دنبالشون کجا باید بگردم.
برام دعا کنید. دعا کنید 24 ساعتم بشه 36 ساعت. نه نه 48 ساعت بهتره!
| لینک | ۱۳۸٧/٧/٢۳ - کوانتومی |
همایون شجریان
ای صبا گر بگذری بر زلف مشک افشان او همچو من شو گرد یک یک حلقه گردان او
منت صد جان بیار و بر سر ما نه به حکم وز سر زلفش نشانی آر ما را زان او
گاه از چوگان زلفش حلقهی مشکین ربای گاه خود را گوی گردان در خم چوگان او
خوش خوش اندر پیچ زلفش پیچ تا مشکین کنی شرق تا غرب جهان از زلف مشک افشان او
عطار نیشابوری
دارم تو اتوبان با سرعت رانندگی می کنم. خورشید آرزوی همایون شجریان رو که تازه خریدم گذاشتم و تا آخر صداش رو زیاد کردم. یهو احساس می کنم یکی داره نگاه می کنه. تو ماشین بغلیه. به خودم میام میبینم دارم با همایون فریاد میزنم: همچو من شو همچو من شو گرد یک یک حلقه گردان او !
| لینک | ۱۳۸٧/٧/۱٧ - کوانتومی |
سفر نامه
رفتیم مسافرت!
رفتیم تویسرکان، نزدیک همدان. با پسر داییم و خانومش. طی یک عملیات متحیرالعقول ساعت 11 چهارشنبه شب، توی یه مهمونی تصمیم گرفتیم بریم تویسرکان و ساعت 3 صبح راه افتادیم. ساعت 9 صبح پنجشنبه رسیدیم تویسرکان و ساعت 4 روز جمعه برگشتیم، ساعت 12 شب رسیدیم تهران.
خیلی خوب بود و خوش گذشت، جای همه دوستان خالی. شب رفتیم تو جاده، بدونه هیچ نوری، آسمون رو نگاه کردیم در حالی که شب، سکوت، کویر شجریان رو گوش می کردیم. خیلی عالی بود.
نکته جالب اینه که هر جای از ایران که بری حداقل 3 روزی وقت لازمه که همه جاهای دیدنیش رو ببینی.
| لینک | ۱۳۸٧/٧/۱٤ - کوانتومی |
می دونم خیلی کم پیدا شدم، اما به خدا سرم خیلی شلوغه. اول که بعد از کلی وقت می رم سر کار، کلی کار عقب افتاده دارم. دوم این که همش یا مهمونی بودم یا مهمون داشتم. خوب کافی نیست برای موجه کردن غیبتم!
برای این سه روز تعطیلی سه تا گزینه برای مسافرت داشتیم که نمی دونستیم کدوم رو انتخاب کنیم، اما فعلا همشون یکی، یکی کنسل شدن. من دلم مسافرتتتتتتت می خواددددددد.
الان هم سر کارم و خیلی کار دارم، گفتم بیام یه عرض ادبی به دوستان بکنم و برم. ایشالا دفعه بعد با یه پست واقعی میام.
پ.ن: فونت به درخواست برخی از دوستان درشت تر شد.
| لینک | ۱۳۸٧/٧/٩ - کوانتومی |

