ممیز وقت نشناس   

الان من در آستانه سکته قرار دارم. برای خودم برنامه ریزی کرده بودم که تا

پنجشنبه خونه تکونی رو تموم کنم. جمعه برم مهمونی و شنبه هم برم

مسافرت،سشنبه هم که برگشتم برم آرایشگاه واسه عید. اما امروز بهم خبر

دادن که ممیز احمقمون قراره سشنبه  اسفند بیاد برای رسیدگی به دفاتر بابت

3% مالیات بر ارزش افزوده. من نمی فهمم تو این مملکت که سالی به 12 ماه

هیچ کس کار نمی کنم، این آقا تا روز آخر سال میره رسیدگی که چی بشه؟

حالا من فعلا تا اطلاع ثانوی روز تعطیل و غیر تعطیل باید سر کار باشم، تا شاید

بتونم مدارک رو جمع و جور کنم. حالا کارام رو کی انجام بدم!

پ.ن: حسابداری بدترین کار روی زمین است.

پ.ن.٢: الان که دارم فکر می کنم میبینم شاید بی پولی دولت باعث شده که

اداره مالیات تلاش کنه زودتر از مردم پول بگیره، چون تا اونجایی که من اطلاع

دارم دولت الان به اندازه حقوق کارمنداش هم پول نداره.

لینک
۱۳۸٧/۱٢/٢٠ - کوانتومی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
Share/Bookmark

   مزار شریف   

مامان داره خونه تکونی می کنه. آقا حکمت اومده دیوارها رو بشوره. نشسته داره چای میخوره و حرف میزنه.

-         شما ها چرا همش میرین کربلا ( منظورش ایرانی هاس، نه ما) اما اصلا نمی یاین مزار شریف زیارت.

من می پرسم مزار شریف که یه شهره برای چی باید بیایم زیارت اونجا.

-         مزار شریف فبر حضرت علی یه دیگه.

بهش میگم قبر حضرت علی که تو نجفه.

-         نه، تو تاریخ هم هست............(اینا رو با لهجه غلیظ میگه من نمی فهمم) بعد بدن حضرت علی رو می ذارن روی یه شتر سفید، شتر اول می ره مدینه، اما اونجا نمی مونه . راه میوفته میره تا میرسه به مزار شریف، اونجا میشینه و یک دفعه ناپدید میشه. بعدها اونجا یه زیارتگاه بزرگ میسازن. از مشهد هم بزرگتره. تو افغانستان میگن اگه بری مکه ولی مزار شریف نری حج ات قبول نیست.!!!

 

الان معنی این شعر رو می فهمم:

بیا بریم به مزار ملا ممد جان        مزار مولا علی آن شاه مردان

پ.ن: آقا حکمت سنی هست.

پ.ن.2: خونه تکونی خودم هنوز خیلی کار داره. تازه امروز بنایی هم داشتم.

لینک
۱۳۸٧/۱٢/۱۳ - کوانتومی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
Share/Bookmark

   یوزارسیف   

 

در سال 1380ق م، آمنحوتپ سوم از دنیا رفت و پسرش آمنحوتپ چهارم به جای وی بر تخت نشست. سرنوشت وی چنان بود که بعدها به نام اخناتون نامیده شود. وی به محض آنکه به شاهی رسید، سخت به مخالفت با دین آمون و کاهنانی که به راه او میرفتند برخاست. روح جوان وی از رهگذر فسادی که در دین ملتش رخنه کرده بود طغیان کرد، از مال حرام و تجملاتی که معابد را پر کرده بود و هم از تسلطی که کاهنان بر زندگی عمومی داشتند متنفر بود و به سختی به دشمنی و مخالفت با ایشان برخاست. وی با کمال شجاعت اعلام کرد که همه خدایان و آداب و شعایری که در این دین است پست و بت پرستانه است و جهان را جز خدای یگانه نیست، که همان آتون است. سپس نام نخستین خود آمنحوتپ را که در آن کلمه آمون وجود داشت برگرداند و خود را آخناتون یعنی (آتون راضی است) نامید.

 برگرفته از کتاب تاریخ تمدن ویل دورانت جلد یک فصل هشتم

پ.ن: می پرسین پس یوزاسیفش کو؟؟ خوب منم نمی دونم، تو این کتاب هیچی راجع به یوزارسیف حکیم نیومده!!

لینک
۱۳۸٧/۱٢/٤ - کوانتومی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
Share/Bookmark