معصوميت از دست رفته
نميدونم شما معصوميت از دست رفته رو می ديديد يا نه .اما برای من يکی از معدود سريالهای بود که دنبالش ميکردم وتقريبا ازش خوش می يومد البته به جر چند قسمت اخر که واقعا ارزش ديدن نداشت.اما من نميدونم اين چه سياستييه که صدا سيما پيش رو گرفته ؛اصلا منظورشون از اين که به اسم ائمه فيلم ضد زن بسازن و همه گناههای تاريخی مردهارو بندازن تقصير زنهاچيه؟ نمونش همين فيلمه مذکور بود اوايل فيلم فکر ميکردم قراره يه فيلم راجع به قيام امام حسين ببينم وهمش منتظر بودم ببينم چه نتيجه ای قراره از اين فيلم گرفته بشه.اما اخر فيلم فهميدم اين فيلم راجع به زندگی شوذب بود وگويا تنها مطلبی که اقای مير باقری می خواستن تو اين فيلم بگن همون چند جمله ای بود که اخر فيلم حجاج بن يوسف به پسرش گفت .من عيين جمله ها رو مينويسم شما خودتون قضاوت کنيد که چقدر اين حرفها با قيام امام حسين مرتبط بود.......
بی حکمت نبود عرب دختران خود را زنده در گور ميکرد. توصيه می کنم در امر قدرت وحکومت ابدا با زنان شريک نشوی . زن جماعت به حصاری بی روزن ميماند که وقتی در ان داخل شوی قدرت نفس کشيدن را نخواهی داشت.
| لینک | ۱۳۸٢/٥/۱٩ - کوانتومی |
دوباره يه سوژه تازه
۱)سلام؛ بابا من با اين پرشين بلاگ مشکل دارم يعنی اون بامن مشکل داره! برای مطلب پيش يه ساعت داشتم مينوشتم وقتی هم فرستادمش گفت:مطلب فرستاده شد و وبلاگ بازسازی شد يا يه همچين چيزی حفظش که نکردم.ولی تو وبلاگم فقط عنوانش اومد.حال شما به بزرگی خودتون ببخشيد جوونه ديگه اشتباه کرده(چی دارم ميگم من! قاتی قاتیم ها)
۲)ميخوام ديگه راجع به دانشگاه ننويسم به دو دليل:اول اينکه دوستان گفتند حالا که تعطيليم ديگه راجع به دانشگاه ننويس بذار فکرمون راحت باشه ودوم هم برای اينکه دانشگاه نمی رم که راجبش بنويسم.
۳)اون سوژه تازه که تو مطلب قبلی گفتم محل کارمه . رضا هم داره توی داستان کار کردن من راجبش مينويسه اخه با هم همکاريم البته بر همگان واضح ومبرهن است که نوشتهای من يه چيز ديگس.
۴)بريم سر اصل مطلب :اقا هفته پيش اين اقای چايچی ما(ابدارچی سابق)مرخصی بود يه اوضاعی بود که نگو .فکر کنم اگر شخص رئيس جمهور هم بره مرخصی همچين بساطی پيش نياد . اولا که هر روز به تعداد دفعات صرف چای ؛ شير وناهار بين دو جناح حاکم بر شرکت (يعنی خانوما واقايونه محترمه
) يه جنگ راه ميفتاد سر اينکه چه کسی يا چه جناحی نقش اقای چايچی رو بازی کنه.دوما اين وسط اتفاقهای ميافتاد بس ديدنی وشنيدنيوالبته خواندنی: مثلا يه روز شيری که خورديم شيرين بود خوب اين خودش نکته جالبی نيست ولی نکته اصلی اينجا بود که هيچ کس زير بار نمی رفت که چيزی ريخته تو شير نه پينو کيو که شير رو ريخته بود نه ياسمن گل بانو که شير رو داغ کرده بود.
۵)تابعد ... راستی مجتبی برگشته من که خيلی خوشحال شدم
| لینک | ۱۳۸٢/٥/۱٠ - کوانتومی |
شاهکار جديد ۲
۱)بازم سلام
۲)اين ادامه مطلب پايينه پس اول اون رو بخونيد
۳)واينک ادامه ماجرا:خوب فکر کنم داشتم صحنه کلاس رو توصيف می کردم يه طرف ديگه کلاس يه عده دور هم نشسته بودند و به کمک يه پاکن ويه مداد برگه های امتحانشون رو دوباره وباطيب خاطر از روی برگه يکی از بچه ها که ۲۰ شده بود می نوشتند. اخه برگهامون رو با مداد نوشته بوديم وگفتم که اقای کوانتم هم لطف کرده بودند برگه ها رو به امون خدا ول کرده بودند وسط کلاس.يه گوشه ديگه کلاس هم يه عده ای که مثل ما همون اول برگهاشون رو ديده بودند وتحويل استاد داده بودند نشسته بودند و حرص تناول می کردند.خوب حالا بايد يه اعتراف تلخ بکنم:ما که به شدت دلمون به حال خودمون سوزيده بود ويکم هم جو گير شده بوديم صاف رفتيم به استاد گفتيم ميشه برگهای ما رو هم بديد اسلاد پرسيد چرا؟ خوب حالا باقيشو خودتون حدس بزنيد ديگه حتما من بايد اين اعتراف وحشتناک رو بکنم.خوب خوب قبول دارم خيلی نخاله بازی بود ولی انصاف بديد ۴ واحد درس بودخوب حقمون ضايع می شد ديگه ما مثلاجزو شاگردای خوب کلاسمون بوديم ولی اگه همين جوری پيش می رفت نمره های اخر کلاس می شديم .بابا باشه پشيمونم قبول.البته کلی با استاد دعوا کرديم که تقصير شماست اخه کی تا حالا برگهای پايان ترم رو اين جوری داده دست دانشجو واگه رئيس گروه بفهمه و....خلاصه بی چاره کلی ترسيد ميگفت من به شما اعتماد کردم.بابا اخه دانشجو با اعتماد واين حرفها اصلا جور در می ياد انگار خودش هيچوقت دانشجو نبوده.بعد هم گفتيم استاد شما به هيچ کدوم ازحرفاتون عمل نکرديداول ترم گفتيد امتحان پايان ترم از۱۰ نمره است و۱۰نمره هم مال کار کلاسيه اما حالا اصلا کار کلاسی رو حساب نکرديد ما ترم ديگه سر کوانتم ۲ نه تمرين حل ميکنيم نه امتحان ميان ترم ميديم اون گفت من ترم بعد نميام البته بعد اعتراف کرد که چون می ترسه خبر به مقامات بالا برسه می خواد نياد ما هم بهش قول داديم جلو پخش خبر رو بگيريم در عوض استاد هم لطف کردنمرهای کلاسيمون رو حساب کرد.
| لینک | ۱۳۸٢/٥/۳ - کوانتومی |



