شاهکار جديد ۱   

۱)اول سلام                                                                       

۲) حالم يکم فقط يکم بهتره

۳) بلا خره نمره الکترونيکم اومد بيست شدم اونم از برگه تازه تنها بيست کلاس بودمشما بايد برام دست بزنيدها

۴)هفته پيش اقای کوانتم برگهای امتحانها رو اورده بود دانشگاه ما ببينيم واگه اعتراض داريم بگيم ودر همان راستا بزرگترين شاهکارش را نشان جهانيان داد.خوب حالا تعريف ميکنم زياد عجله نکنيد  اقای کوانتم وارد کلاس شده و بعد از سلام و.. ليست نمرات را در اختيار دانشجويان قرار دادندو بعد از اينکه همه از نمرات خود مطلع شدند لطف فرموده برگهای امتحانی را بر روی  يک صندلی قرار دادند تا هر کس برگه امتحان خود را رويت کرده و اگر اشکالی در نحوه تصحيح برگه مشاهد کرد مراتب شکايت خود را به سمع ونظر استاد محترم برساند. معدود اشکالاتی هم در برگه ها مشاهده شد منباب مثال استاد در شمارش بارم نمرات اينجانب اشتباهی کرده بودند و ۷۵/۰نمره ناقابل به من کم نمره داده بودند بنده اين مورد را به استاد محترم گوش زد کردم ايشان از من پرسيدند ايا مطمئن هستيد بنده عرض کردم  اری وايشان بدونه شمارش بارم نمرات من ۷۵/۰ به نمره اينجانب اضافه فرمودند .عرض کردم استاد شما نمی شماريد ايشان فرمودند شمارش شما کافی است ومن در حالی که رويش شاخ را بر سرم احساس ميکردم . می انديشيدم ايکاش می گفتم ۲ نمره به بنده کم داديد. خلاصه بنده باتنی چند از ياران و دوستان برای خريد پاره ای از احتياجاتمان روانه مرکز خريد ی موسوم به پاساژ قائم شديم بعد از گشت وگذار بسيار بنده پاپوشی تابستانی برای خود خريداری کردم و يکی از همراهانم نيز البسه ای معروف به مانتو برای خويشتن تهيه کرد. درهمين اثنا بياد اورديم که با ديگر دوستان برای هفته ديگر که قصد رفتن به بوستانی از برای تفريح وتفرج داشتيم قراری نگذاشتيم پس به ناچار واز روی ضرورت ايجاد شده به دانشگاه رجعت کرديم.- اه خسته شدم از اين طرز نوشتن بااجازتون باقيشو به زبون خودم می نويسم- خلاصه جونم براتون بگه وارد کلاس که شديم صحنه ای ديديم بس ديدنی- اهه دوباره که زبون اصلی شد- حوب چی ميگفتم اهان رفتيم تو کلاس ديدم اقای کوانتم يه گوشه  رو يه صندلی نشسته - پس انتظار داشتيد رو زمين نزول اجلال بفرمايند- تا شعاع يک متر اطرافش ادم وايساده- در واقع دانشجو اخه شک دارم دانشجوهام جزو ادمها حساب شن- 

فعلا خسته شدم اگه اجازه بديد باقيش رو بعدا می نويسم - خوب خسته شدم ديگه-   

                         

لینک
۱۳۸٢/٤/۳۱ - کوانتومی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
Share/Bookmark

       

تقريبا يه هفته ميشه که دانشگاه نمی رم؛ فکر ميکردم خستگی ناشی از امتحانها باعث شده حالم چندان خوب نباشه ولی فکر کنم تو يه هفته استراحت ديگه بايد سرحال ميشدم.دو روز هم رفتم شرکت تا شايد سرم گرم شه و ازفکر وخيال دربيام اما اون هم فايده نداشت.فعلا حوصله نوشتن رو هم ندارم هر وقت حوصلش بود بر ميگردم

لینک
۱۳۸٢/٤/٢٠ - کوانتومی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
Share/Bookmark

   گزارش امتحانات   

از اول تير امتحاناتم شروع شدوتاشنبه هم امتحان دارم.تقريبا مردم تا اين چند تا امتحان رو بدم حالا کوانتم که از همه وحشتناکتر هنوز مونده.امروز هم الکترومغناطيس داشتم يکی از سوالهای حل شده جزومون توامتحان اومده بود من هم از حفظ نوشتم؛بعد از امتحان فهميدم شرايط اوليه مسئله فرق ميکرده .يه سوال رو هم نصفه نوشتم.من اصلا از اون بچه خر خونانيستم که فقط بايد بيست بشن ها ولی ازبس برای اين استادمون خود شيرينی کردم که فکر ميکنه من شاگرد اول دانشگاهم.اين ترم هم باهاش ۷ واحد درس داشتم.سر امتحان الکترونيک که تا امتحانمو دادم اومد ازم پرسيد بيست ميشی ديگه من هم گفتم آره .آخه امتحانمو خوب داده بودم ولی بعدش کلی خودمو فحش دادم که چرا گفتم بيست ميشم بالاخراز محاسباتم که مطمئن نبودم خلاصه بعد ازاین امتحان فوری جیم شدم که دوباره نیاد ازم بپرسه امتحانم رو چه جوری دادم.
دعا کنید الکترونیک رو بیست بشم انقدر واسه ارژنگ(همان استاد مذکورـالبته این اسمش نیست ها لقبشه ـ ارژنگ انیشتین-اخه شبیه ارژنگ امیر فضلی یه وموهاش هم مثل انیشتین ژولی پولی یه)خالی بستم که من الکترونیک بلدم وکارمه و.....از این حرفا که همیشه به بچه ها میگفت سوالهای الکترونیک شون رو از من به پرسن.خوب دیگه بااین اوصاف اگه بیست نشم دیگه روم نمیشه برم دانشگاه.
لینک
۱۳۸٢/٤/۱٢ - کوانتومی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
Share/Bookmark

   حوادث اخير   

بعد از ۱۸ تير يه ضرب المثل درست شده بود که ميگفت يه دانشجوی خوب يه دانشجوی مرده است.(از نظر گروه فشار)ولی من مي خوام اصلاحش کنم اين جوری:يه دانشجوی خوب دانشجوی دانشگاه آزاداست.
در حالی که همه دانشجوها دارن جيغ ميزنن وشعار ميدن وامتحاناشون رو هم کنسل کردن ما نشستيم خونه ودرس مي خونيم وبا آرامش کامل امتحان مي ديم.
وقتی يادم می افته که دبيرستانی که بودم چقدر سياسی بودم وحالا حتی اخبار رو هم دنبال نمی کنم.تو دلم به دانشگاه ازاد که اين جوری ارومم کرده آفرين ميگم.
به نظر من يا همه دانشگاه ها رو دانشگاه ازاد کنن يا جاسبی رو بکنن وزير علوم . اگه ديگه صدا از دانشجوها در اومد.
بعضی مواقع از اينکه دانشگاه سراسری قبول نشدم خوشحال ميشم مگر نه الان تو اوين بودم.
باور کنيد استعدادشو داشتم.کلم بعد جوری بوی قورمه سبزی ميداد اما الان به لطف دکتر جاسبی ته بچه مثبتم.
فعلا خداحافظ می رم خر بزنم.
لینک
۱۳۸٢/٤/۳ - کوانتومی
با کلیک روی ستاره یک امتیاز به این مطب بده
Share/Bookmark